تبليغاتX
شراب سمي

شراب سمي

دنيا

سقای ادب و معرفت...

دستانش را در آب فرو کرد ، چه قدر خنک ، چه دل رباست این آب ، اما حسین و فرزندانش تشنه اند .

 سقا دست به آب برد اما نه برای نوشیدن، آری ، چون تا سوار آب ننوشد اسب نیز آب نمیخورد ، بنوش ای اسب تو

مرکب خوبی برای عباس بوده ای ، اما عباس هرگز نخواهد نوشید ، اگر تو نبودی دستش هم به خنکای آب ، خنک نمی شد .

***

صبر ! آری صبر را تا به حال چشیده ای ، می گویند تلخ است ، تلخ ... عباس مامور به صبر بود و چه زیبا صبرنمود

 ... کودک بود که قصه چادر خاکی فاطمه را برایش گفتند ، خواست بجوشد گفتند صبر کن تا کربلا ، نوجوان بود که فرق

 شکافته علی را دید خواست بگرید گفتند صبر کن تا کربلا ،تازه جوانی بود که بدن برادرش حسن را تیر باران کردند

 خواست ببارد گفتند صبر کن تا کربلا ، و اینک این سرزمین موعود کربلاست اما از بد عهدی ایام او باید باز هم در

دفاع از خیام صبر کند ، تا او ایستاده است دشمن نیز در جای خود خواهد ایستاد ، دلش برای ادب کردن دشمن به تنگ

 آمده اما چه می شود کرد مولایش حسین فرموده و عباس مطیع خدا و رسول و مولاست

...

 

صدای حرکت دشمن از پشت نخل ها افکارش را به هم ریخت ، پس از سالها صبر کردن ، امروز وقت آن است که

عباس برای سیراب کردن فرزندان حسین ، بجوشد ، بگرید و ببارد...

سقا جوشید و گریید و بارید اما تقدیر چیز دیگری بود ، صبر ، باز هم صبر ، آن هم کنار دریا ، تا روز موعود

 وسقای ادب  چه زیبا ادب نمود گفته فاطمه را ، وقتی فرمودند : ولدی عباس ... سقا به احترام مادر برای اولین بار

 حسین را برادر صدا زد ...یا اخا أدرک أخا...

خداوندا در فرج موعودت  به حق عمویشان عباس تعجیل فرما

 پس برخیز و حرکت کن و بدان فرزند حسین علیه السلام در افق طلائی این عصر منتظر انتخاب من و تو است.

اکنون گاه یاری اوست !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1390ساعت 8:5 قبل از ظهر  توسط ميثم   | 

واقعا این شعر جواد مقدم خیلی قشنگه که میگه:

بازم محرم...

باز روضه ی چشماتون...باز مرثیه بارون.... باز گریه زهرا

بازم محرم...

بیچارگی زینب...اوارگی زینب ...سرگشته ی صحرا...

محرم... شور و حاله...محرم... آه و ناله...محرم فصل الاله...

محرم...دل غمگینه ...محرم...سوز سینه...محرم....بزم هر ساله...

به اذن زینب دیونم...برای داداشش گریونم...از کرم حیدر مجنونم...مجنوووووووووووونم

حسین... آقا... ثارالله

بازم محرم خورشیده که تب داره....ابری که نمیباره...شرمنده شده آّب...

بازم محرم...خون دل یک مادر...اصغر میزنه پرپر... وای از دل ارباب...

محرم... دل میگیره...محرم...گل میمیره....محرم...اسمون تیره...

محرم...ماه عشقه...محرم راه عشقه...محرم...نقش تقدیره...

دوباره وقت شیدایی...دل آشنای تنهایی...گذشته کار از رسوایی...

بازم محررررررررررررررررررررررررررررم...

میریزه گل الماس...از چشم تره عباس...غصه اش بی شماره...

بازهم محرم...

رقص علم ساقی...دست قلم ساقی ...مشکش شده پاره....

ابولفضل..ماه محفل...ابولفضل...رهزن دل...ابولفضل...یا ابوفاضل..

ابولفضل..دلبرشاه...ابولفضل...غیرت الله...ابولفضل...یا ابوفاضل..

علم تو دستاش زیبا بود...دل رعوفش دریا بود...عزیز قلب زهرا بود...

بازم محرمممممممممممم

با قصه ی ویرونه...با اشکی که بارونه...با دختری که تنها

باز هم محرم...کی میخونه لالایی...جز دختر بابایی...

واسه سر بابا....

رقیه...مو سپیده...رقیه...قد خمیده...رقیه...بس که غم دیده...

رقیه...چشم کم سو...رقیه...گوشوارت کو...رقیه...از کی رنجیده...

رخ سپیدش نیلی شد....نشون ضرب سیلی شد...

3ساله اسمش بی بی شد...

باز هم محرررررررررم

مهدی میزنه سینه...درد دل من اینه....اشک های سکینه...

باز هم محررررررررم

مهدی میزنه فریاد...عباس رو زمین افتاد...چشماش نمیبینه...

محرم...اون که مرده...انشالله بر میگرده...محرم...

دیونم کرده....

محرم...اون که آقاس...محرم...خیلی تنهاس...میخونه

روضه عباس....

هنوز به یادت مینالم...من به گداییت میبالم...

تویی کنارم خوشحالم

 

بعد التحریر:

یک/ یا اباالفضل که میگم عشقو از سر می گیرم...

دو/ یکی از رفقا تو وبلاگش نوشته بود:

بچه ها به خدا کربلا فقط دست امام رضا(ع)هست و بس

+ نوشته شده در  جمعه 11 آذر1390ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط ميثم   | 

عشق یعنی...

    عشق یعنی پاک ماندن در فساد                 آب ماندن در دمای انجماد


در حقیقت عشق یعنی سادگی                      در کمال برتری افتادگی




+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آذر1390ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط ميثم   | 

زندگی...

زندگی رسم خوشایندی است

پرشی دارد اندازه عشق،

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی شستن یک بشقاب است

زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است

« سهراب سپهری »

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آبان1390ساعت 6:27 بعد از ظهر  توسط ميثم   | 

متن ترانه مرد رویایی...

این زندگی با تو زیباترم میشه


تو عاشقم بودی من باورم میشه


با تو دلم غرق یک بچگی میشه


من آخر رویام این زندگی میشه


من با تو فهمیدم زیبایی هم خوبه


یک مرد مغرور رویایی هم خوبه


من با تو فهمیدم دلبستگی بد نیست


گاهی به یک آغوش وابستگی بد نیست

 

وقتی تو این جایی دنیا همین خونست


حالا بگو تو بازم این زن یه دیوونست


وقتی تو اینجایی حواترین میشم


عاشق ترین آدم روی زمین میشم


من با تو فهمیدم زیبایی هم خوبه


یک مرد مغرور رویایی هم خوبه


من با تو فهمیدم دلبستگی بد نیست


گاهی به یک آغوش وابستگی بد نیست

 

این زندگی با تو زیباترم میشه


تو عاشقم بودی من باورم میشه


با تو دلم غرق یک بچگی میشه


من آخر رویام این زندگی میشه


من با تو فهمیدم زیبایی هم خوبه


یک مرد مغرور رویایی هم خوبه


من با تو فهمیدم دلبستگی بد نیست


گاهی به یک آغوش وابستگی بد نیست

+ نوشته شده در  جمعه 20 آبان1390ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط ميثم   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آبان1390ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط ميثم   | 

«دوباره تو»

دوباره تو کنارمی هوای بوسه با منه

تمام آرزوی ما همین به هم رسیدنه

دوباره تو سکوت من صدای خنده ساز شد

شنیدن صدای تو برای من نیاز شد

دوباره با نگاه من نگاه تو یکی شده

دوباره از تو مُردنم شریک زندگی شده

به هر دری که می زنی دوباره مقصدت منم

دوباره می رسم به تو به هر دری که می زنم

دنیامی می دونی تو قلبم می مونی

دریای آتیشی رویای بارونی

دستامو می گیری دنیامو می بازم

دستاتو می گیرم رویامو می سازم

منو به عطر یک نفس تو اوج بوسه خاک کن

برای این یکی شدن رو قلب من حساب کن

به اوج قصه میرسم اگه تو باورم کنی

کنار من نفس بِکش که مبتلا ترم کنی


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آبان1390ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط ميثم   | 

مشخصات كلي متولدين آبان ماه:

مشخصات كلي متولدين آبان ماه:

قوي و قدرتمند ، مصمّم و با اراده پولادين ، ورزشكار ، هوشيار ، حسّاس و خجول ، در ظاهر آرام ولي در باطن خروشان ، انتقامجوي شديد ، پر انرژي ، واقعاْ كوشا ، عاشق ماورالطبيعه ، اهل معنويّات ، عاشق مسائل مرموز ، هر كاري را به پايان مي رساند ، مشكوك و كنجكاو و تودار ، مجري بسيار خوب ، پايدار و با ثبات ، محقّق ورزيده ، كاشف و دانشمند ، علاقه مند به تفتيش عقايد ، فكر سايرين را مي خواند ، داراي روح قوي ، واقعاْ اميدوار ، فرمانده و سياستمدار ، مقاوم و پر تحمّل ، فنا ناپذير

 عدّه كمي را وارد زندگي خود مي كند ، عاشق تولّد مجدّد ، داراي اهداف عالي ، بلند پرواز ، علاقه‌مند به روانكاوي و روانشناسي ، پر شور و حرارت ، پدري فداكار ، عاشق نصيحت كردن ديگران ، داراي افكار تخيّلي و ايده آل ، زيبا ، حسود ، موقع شناس ، جاه طلب ، خشن ، قابل اعتماد ، متنفّر از دروغ ، با وقار ، منطقي ، ماجراجو ، عاشق اسرار حيات و جهان ، با اعتماد به نفس ، شجاع و دلير ، كمال گرا ، اهل معنويّات و واقعاْ قاطعانه عمل مي كند

مرد متولد آبان

تيز هوش، با اراده، خواستار هدفهاي بزرگ، پدري دلسوز و مهربان، مواظب باشيد كه هرگز به مرد متولد اين ماه دروغ نگوئيد و احساسات او را جريحه دار نكنيد و يا بر خلاف غرور مردانه او رفتار و گفتاري نداشته باشيد زيرا كه انتقام و عكس العمل خشمگينانه او بسيار سوزنده و خطرناك است.

زن متولد آبان

طناز و زيبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، راز دار و خود دار، موقع شناس و گاه جاه طلب، جذاب و مغرور و با اعتماد به نفس، براي متولد اين ماه اندكي علاقه و يا اندكي تنفر مفهوم ندارد يا عاشق است يا دشمن و در غير اينصورت كاملا بي تفاوت و بي اعتناست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 مهر1390ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط ميثم   | 

یک شبی مجنون نمازش را شکست...

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم میزنی
دردم از لیلاست آنم میزنی

خسته ام زین عشق دلخونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو / این لیلای تو ..... من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم.
در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم.
صدقمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عاقل میشوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی..
دیدم امشب با منی گفتم بلی..

مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم.
صد چو لیلا کشته در راهت کنم
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مرداد1390ساعت 3:0 بعد از ظهر  توسط ميثم   | 

خدایا...

خــــدایا

همه از تو می خواهند ، بدهی

من از تو می خواهم ، بگیری


خـــــدایا

این همه حس دلتنگی را از من بگیر . . .

 

خدایا

 دل مرا آنقدر صاف بگردان


تا قبل از پایین آمدن دستم دعایم مستجاب گردد . . .

+ نوشته شده در  جمعه 28 مرداد1390ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط ميثم   |